موجه بودن باور متداول به خداوند بر اساس معرفت شناسیِ مبتنی بر شنیده های اطمینان یافته- بخش دوم

خبرگزاری فارس :

 

 

به گزارش

 

خبرگزاری فارس،‌ متنی که می‌خوانید بخش دوم مقاله حمیدرضا آیت اللهی عضو هیات علمی دانشگاه با عنوان «موجه بودن باور متداول به خداوند بر اساس معرفت شناسیِ مبتنی بر شنیده های اطمینان یافته» است:

در بخش اول سنت معرفت شناسی دوران مدرن که باور صادق موجه را معتبر می دانسته است، و نوع دیگر معرفت شناسی که به چگونگی مشارکت دیگران در کسب معرفت اشاره دارد، مورد بررسی قرار گرفت و بر نقش فعال معرفت اجتماعی و یا گواهی و یا معرفتِ مبتنی بر شنیده های اطمینان یافته در معارف ما مخصوصا معرفت‌های دینی اشاره شد.

در بخش دوم بعد از بررسی معرفت های روزمره مان، از طریق معرفت شناسی اجتماعی و بطور خاص «گواهی» معرفتهای دینی را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهیم.

معرفت شناسی مبتنی بر شنیده ها

اغلب معرفت های روزانه ما از سنخ معرفت به گزاره های زیر است:    

سعید امروز سر کارش حاضر شد.

بازارهای میوه و تره بارِ شهرداری میوه هایی ارزانتر از مغازه ها می فروشند.

شیراز بهترین بیمارستانها را برای معالجه امراض کبدی دارد.

درست است که این گزاره ها برای ما باورهایی می سازند صادق، ولی توجیه آنها از کجا می آید؟ وقتی از فردی که این گزاره ها را بیان می کند می پرسیم تو چرا این باور را درست می دانی؟ یا عامیانه تر: از کجا می دانی چنین است؟ در جواب می گوید شنیده ام. اگر با او محاجه کنیم که اگر کسی حرفی را بزند از کجا معلوم درست است؟ در جواب می گوید از افراد مطمئنی شنیده ام. یا تعداد زیادی این حرف را می زنند یا مثلا پزشکان متخصص این موضوع را گفته اند. پس یکی از مهمترین ملاکهایی که می تواند توجیه کننده یک باور باشد اتکاء به شنیده های اطمینان یافته است.

اما آنچه که اهمیت دارد این است که اغلب باورها و معرفت های ما از مجموعه شنیده ها بدست می آید که با اتکاء به شنیده های اطمینان یافته آنها را باوری صادق می دانیم. این معرفت ها از سنخ معرفت های اجتماعی هستند که آزمون های معرفت فردی را نمی توانند بگذرانند بلکه با ملاکی متفاوت از معرفت شناسی های مربوط به سنت دوران مدرن، معرفت­زا هستند. این مجموعه باور ها همچون ریاضی نیستند که یک به یک اثبات شده باشد. گرچه حتی بسیاری از مردم درباره گزاره های ریاضی هم بر اساس شنیده ها باور دارند.

3-1. اتکاء به شنیده ها برای موجه شدن اغلب باورهایمان: اتکاء به گفته دیگران، توجیه­‌گرِ بیشترین بخش معرفت های ماست. اغلب آنچه باور داریم و بر طبق آن عمل می کنیم توجیه خود را از گفته دیگران بدست می آورد.

حتی بسیاری از واقعیت های علمی را معمولا بر اساس شنیده های اطمینان یافته باور داریم.

لذا «شنیده ها» یا گواهی بنا بر اصطلاح معرفت شناسان اجتماعی، بنیاد توجیه بسیاری از باورهای ماست. زندگی روزمره خود را نیز با این شنیده ها تنظیم می کنیم. در این گونه موارد استنتاج از باورهای پایه آنگونه که در معرفت شناسی مرسوم به آن تکیه شده است جای چندانی ندارد.

توجیه معرفتهای دینی بر اساس اتکاء به شنیده ها

حال بیایید از طریق معرفت شناسی اجتماعی و بطور خاص «گواهی» معرفتهای دینی را بررسی کنیم.یا آنگونه که ما تعبیر کردیم از طریق شنیده های اطمینان یافته معرفت دینی را ارزیابی کنیم. در دوران مدرن، بیّنه گرایی (evidentialism) روش معمول برای توجیه باورهای دینی به حساب می آمده است. نقش اصلی را در توجیه معرفت های بنیادین دینی برهانهای اثبات وجود خداوند که معمولا از منابع تجربه یا عقل استفاده می کرده است ایفا می کرده است. گرچه تلاشهای فکری متنوع و بسیاری طی سه قرن در این زمینه شد ولی این برهانها در معرض چالشهای عمده ای قرار گرفتند. در قرن بیستم افرادی همچون پلانتینجا و والترستورف که پیش فرض بیّنه‌­گرایی را مبناگروی یافتند سعی کردند با دور زدن مبناگروی، راهی دیگر برای توجیه باور به وجود خداوند و برخی آموزه های بنیادین دینی ارائه کنند. آنها معرفت شناسی سنتی را برای توجیه باور دینی ناقص دانستند و با طرح معرفت شناسی اصلاح شده و شرط تضمین، باور ما به وجود خداوند را تضمین شده قلمداد کردند و در نتیجه باور به وجود خداوند را باوری پایه نشان دادند که نیازی ندارد راه بیّنه‌­گرایی را بپیماید.

اکنون در نظر داریم با معرفت شناسی اجتماعی که مبتنی بر گواهی است، باور متداول مردم به وجود خداوند را موجه نشان دهیم.  همانگونه که گفتیم اغلب معرفتهای ما از طریق شنیده ها بدست می آید. معرفتهای دینی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. خواه این شنیده ها بر اساس گواهی افراد صاحب نظر در آن باره باشد و خواه از طریق معرفت اجتماعی که قبلا توضیح داده شد و خواه از طریق شنیده های اطمینان یافته که ما در این مقاله توضیح دادیم. معرفتهای دینیِ بسیاری وجود دارد که مهم ترین منبع شناخت آنها، شنیده ها یا گفته دیگران است. این شنیده ها وقتی توجیه لازم را بدست می دهند که نشان دهند شرایط اطمینان بخش برای صحت ادعاهای گوینده را داشته باشند. مثلا اگر گوینده نیز از شخص دیگر شنیده باشد صداقت آن گوینده نیز برای ما محرز باشد تا بتوانیم به آن اتکا کنیم.  این همان شرایط متعددی است که اغلب عالمان هر دین برای نشان دادن صحت ادعاهایشان رعایت می کنند.

یکی از بنیادین ترین باورهای ادیان توحیدی وجود خداوند و صفات او و نحوه ارتباطش با این عالم و نحوه حضور او در زندگی انسانها و وظیفه ما نسبت به او است یا ارتباط بشر با اوست. اندیشمندان دینی راههای متعددی را برای موجه ساختن اینگونه باور به وجود خداوند و صفات او پیموده اند.

با توجه به مقدمات ذکر شده می خواهیم بگوییم یکی از مهمترین دلایل موجه شدن باور به وجود خداوند و ویژگی های او ابتدائا اقرار خداوند به وجودش و صفاتش و بیان او از نحوه ارتباط او با انسانها و وظیفه انسانها در قبال اوست. همانگونه که یکی از بهترین دلایل برای اینکه بفهمیم چرا حمید اصفهان را دیده است اقرار خود او به سفر به اصفهان است به همان صورت اگر خداوند بگونه ای به ما خبر دهد که او وجود دارد و دارای برخی صفات است می تواند بهترین دلیل برای وجود خداوند باشد.

 

پیامبران و افراد دیگری که بنا بر گواهی پیامبران توجیه لازم را برای باور به وجود خداوند پیدا می کنند نظیر عالمان دینی موجه هستند.

 

بدیهی است که این گواهی خداوند برای کسانی که به نحوی آن را دریافته اند موجه می گردد. پس پیامبران در موجه بودن باور به وجود خداوند به این طریق کاملا موجه هستند. حال افراد دیگری که بنا بر گواهی پیامبران توجیه لازم را برای باور به وجود خداوند پیدا می کنند نیز موجه هستند چرا که نه تنها یک پیامبر که پیامبران بسیاری بر آن گواهی داده اند و افراد پس از آنها نیز بر اساس یک معرفت اجتماعی که مبتنی بر گواهی بسیاری از مردمان مخصوصا عالمان دینی است توجیه لازم را بدست می آورند (همانگونه که در باور به وقایع تاریخی موجه هستند).

پیامبران و افراد دیگری که بنا بر گواهی پیامبران توجیه لازم را برای باور به وجود خداوند پیدا می کنند نظیر عالمان دینی موجه هستند.

بدیهی است برای اطمینان از این که پیامبران بازگو کننده پیام الهی هستند باید روشهایی وجود داشته باشد که مهم ترین آنها اعتماد به راستگویی آنهاست. معجزات پیامبران صرفا برای آن است که علامتی باشد که پیامبران با خداوند قادر مطلق ارتباط دارند و مطالبی که می گویند ناشی از القاء الهی است در نتیجه پیامی از جانب خداوند است که خود را اینگونه معرفی می کند. این نشانه از سنخ دلیل نیست که ارزیابی عقلیِ دلیل را بخواهد، بلکه صرفا نشانه ای است بر این که پیامبران به نحوی توانسته اند با خداوند ارتباط بگیرند همانند انواع نشانه هایی که در اعتماد به گفته دیگران در «گواهی» یا اعتمادگرایی وجود دارد.

یکی دیگر از عوامل تقویت موجه شدن باور به گفته پیامبران، آن است که عقل، خبر و پیام آنها را نامانوس نمی بیند. تقویت کننده دیگرِ گواهی آنها، آن است که آیات و نشانه هایی همچون هماهنگی اجزاء عالم بر وجود چنین خدایی دیده می شود که برخی از آن ها را پیامبران متذکر می شوند. همچنین تمایل شدیدی در انسانها وجود دارد که بخشی از زندگی شان را به پرستش موجودی بگذرانند و بسیاری از آنها متعلق های گوناگونی برای آن فرض می کنند. این امر نشان می دهد بشر بطور طبیعی پرستش­‌طلب است و بطور کلی به رابطه با موجودی مقدس تمایل دارد. تنها کار خداوند آن است که به آن ها بگوید من هستم و چون ویژگی های خاصی را دارم و موجود دیگری نیز نمی تواند این صفات را داشته باشد پس پرستش باید بجای دیگر موجودات سوی من جهت دهی شود.

پس اگر کسی بپرسد چه توجیهی برای باور به وجود خداوند دارید در جواب می گوییم چون خداوند خود بر وجود خود و ویژگی های خود از طریق پیامبرانش شهادت داده است و اقرار به آنها نموده است. و ما ازطریق شنیده های اطمینان یافته به این معرفت رسیده ایم.

در بخش سوم روش های دیگرِ موجه ساختنِ باور به خداوند و کسب معرفت درست از او و مزایای آن نسبت به قرینه گرایی و یا صورتهای گوناگون موجه ساختن باور به وجود خداوند و صفات مورد بررسی قرار می گیرد.

این مقاله در پژوهشنامه فلسفه دین، سال نوزدهم، بهار و تابستان 1400، شماره 1 (پیاپی 37) منتشر شده است.

از شما صاحبنظر گرامی در حوزه تعلیم و تربیت هم دعوت می کنیم، از نویسندگان، ممیزان و اعضای هیئت تحریریه پنجره تربیت باشید. برای ارسال مطالب و عضویت در هیئت تحریریه، از طریق ایمیل [email protected] مکاتبه فرمائید.


موجه بودن باور متداول به خداوند بر اساس معرفت شناسیِ مبتنی بر شنیده های اطمینان یافته- بخش دوم