پیشگیری از تهدید ایران درافق پنجاه‌ساله الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت

خبرگزاری فارس :

 

به گزارش گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس، این تدبیر آمده است: «تقویت توان بازدارندگی مؤثر، پیشگیری از تهدید بر ضد جمهوری اسلامی ایران، تأمین امنیت و دفاع همه‌جانبه و مردم‌محور و پیش‌کنشگر بر پایه اشراف اطلاعاتی، گسترش بسیج مردمی، بهبود قدرت دفاعی، و خوداتکایی در فناوری‌های برتری‌بخش و اقتدارآفرین دفاعی». پیشگیری از تهدید بر ضد جمهوری اسلامی ایران، راهبرد بسیار مهمی است که در این یادداشت به بررسی آن می‌پردازیم.

مفروضات هدف این یادداشت بدین شرح است:

 * قدرت‌های بزرگ، از شکل‌گیری قدرت‌های متوسط و منطقه‌ای جلوگیری می‌کنند.

*  قدرت‌های بزرگ از مشارکت قدرت‌های متوسط و منطقه ای در تدوین دستورکارهای منطقه ای و بین المللی جلوگیری می‌کنند.

 * جمهوری اسلامی ایران، قدرتی منطقه ای  است.

* غرب و آمریکا در صددهستند که با پنج طرح و تهدید ذیل قدرت منطقه‌ای، ایران را تضعیف کنند.

در اینجا اجمالاً پنج طرح یادشده را بررسی می‌کنیم.

بالکانی‌سازی:

 بالکانیزاسیون، اصطلاحی است که برای توصیف تقسیم یا تکه‌تکه کردن ایالتی یا منطقه‌ای به مکان‌های کوچک‌تر (و اغلب از لحاظ قومی) استفاده می‌شود.

پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی و خروج جهان از اثر دوقطبی، حکمرانان فعلی نظام سلطه در صدد هستند تا در مناطق مختلف جهان، قدرت‌های متوسط و منطقه‌ای ِ مخالف خود را تضعیف کنند. 

بر اساس طرح بالکان‌سازی، با تجزیه قدرت‌های متوسط، کشورهای کوچکی تأسیس می شوند که به مرزهای خارج خود و به ویژه قدرت‌های بزرگ، وابستگی دارند. بر اساس این، حکمرانان فعلی بین‌المللی، در این مناطق، نفوذ و منافع خود را با سهولت بیشتری پیگیری می‌کنند. این راهبرد، از اهداف نظام سلطه است و با نگاهی به منطقه غرب آسیا می‌توان به آسانی پی برد که چگونه نظام سلطه تلاش می‌کند کشورهای منطقه به‌ویژه ایران، ترکیه، سوریه و عراق را با طرح بالکان‌سازی تضعیف کند.

لهستانی‌سازی: 

این راهبرد به استفاده از اهرم حقوق بشر و جامعه مدنی به مثابه اسب تروای غرب، اشاره می‌کند. بر مبنای این راهبرد، قدرت‌های سلطه‌طلب، با برخورد و استفاده دوگانه از حقوق بشر، منافع خویش را جست‌وجو می‌کنند، به گونه‌ای که رعایت و نقض آن را با منافع سیاسی-اقتصادی خویش می‌سنجند و از حقوق بشر به مثابه اهرم فشار بر کشورهای رقیب و هدف خود، سوءاستفاده می‌کنند. نمونه این امر، حمایت آمریکا از «لخ والسا» در جهت مخالفت با حکومت کمونیست لهستان بود که با استفاده از اهرم فشار حقوق بشر و ساخت جامعه مدنی وابسته، موجب تغییر نظام کمونیست به سرمایه‌داری شد. آمریکا در صدد است در ایران نیز با ایجاد شبکه‌های وابسته به خود و سازماندهی مخالفان، موجب بی‌ثباتی سیاسی در کشور شود.

 اوکراینی‌سازی: 

این طرح به انقلاب رنگی اوکراین اشاره می‌کند که بر اساس آن، نظام سلطه تلاش می‌کند با ایجاد انقلاب‌های رنگی در کشورهای مختلف (از جمله ایران) با استفاده از مردم، افکار عمومی، و استفاده از ابزار رسانه‌ای و شبکه ای، مهندسی ذهنی جامعه را در تقابل با ساختار حکومتی به نفع اهداف خود پیش ببرد. انقلاب رنگی، نوعی دگرگونیِ بدون خون‌ریزی و یا براندازی به روش غیر خشونت‌آمیز است.

 در این راهبرد، کنش گران سلطه‌طلب، تلاش می‌کنند با ایجاد اعتراضات خیابانی، اغتشاشات و ایجاد ناآرامی، شرایط داخلی را در اعتراض به امر مشخصی مانند نتیجه انتخابات، متشنج و بر اساس این، از حکومت قانونی، مشروعیت‌زدایی نمایند.

یلتسینی‌سازی: 

این راهبرد، برگرفته از اقدامات یلتسین در شوروی است. وی توانست با رخنه و نفوذ در نظام اتحاد جماهیر شوروی، موجبات فروپاشی درونی آن را فراهم کند. استفاده از این طرح، موجب می‌شود افراد و عناصری که باید برای اعتلا و پیشرفت نظام فعالیت نمایند -برعکس- در جهت سقوط و تضعیف آن، نقش ایفا کنند؛ و با دستیابی به اطلاعات و داده‌های مختلف بتوانند به صورت مؤثر در فعالیت نظام، خلل وارد نمایند. در سال‌های اخیر، رهبر معظم انقلاب نیز توجه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی را به این طرح جلب کردند.

اندلسی‌سازی:

 این طرح به معنای استحاله از درون و مبتنی بر تجربه حکومت اندلس در زمان قدرت مسلمانان است. این طرح، نشان می‌دهد زمانی مسلمانان شکست خوردند که دچار استحاله ارزشی شدند؛ هنگامی که ارزش‌ها، مبانی و اصول بازیگران، کم‌رنگ و تحریف شود از درون تهی می‌شود و حکومت سقوط می‌کند. با توجه به این تجربه، یکی از مهم‌ترین الزامات ‌ترین ابزارهای نظام سلطه، اندلسی‌سازی یا استحاله فرهنگی است.

استحاله فرهنگی، تلاش نظام سلطه برای تغییر فرهنگ کشورهای هدف است. استحاله فرهنگی، دارای ابعاد ذهنی از جمله باورها و ارزش‌ها است. 

همچنین ابعاد مادی محسوس و رفتاری از جمله سبک زندگی و الگوی مصرف نیز دارد. غرب در قبال جمهوری اسلامی ایران، این طرح را بعد از جنگ هشت‌ساله به صورت جدی پی گرفته است ، تا فرهنگ شهادت‌طلبی و ولایت‌مداری ایرانیان را استحاله نماید.

در مجموع می‌توان گفت که غرب به سرکردگی آمریکا در صدد است با پنج راهبرد فوق، انقلاب مردم ایران را مهار یا متوقف نماید. برای مواجهه با این تهدیدات باید دستور کار امنیتی را موسع در نظر گرفت یعنی تأکید صرف بر امنیت سلبی، کارساز نیست و باید در کنار امنیت سلبی، امنیت ایجابی را نیز مدنظر قرار داد تا بتوان از تهدیدات پیشگیری نمود.

 


پیشگیری از تهدید ایران درافق پنجاه‌ساله الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت